عطا ملك جوينى
216
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
سراى شد و باقى اوقات در آن سراى معتكف بود و بمطالعهء كتب و تقرير سخن بدعت خويش و تدبير امور مملكت مشغول چنانك از صابى حكايت كنند كه بوقت تأليف تاريخ تاجى با دوستى كه از حال اشتغال او f . 164 a سؤال كرد گفت اكاذيب الفّقها و اباطيل انمقّها « 1 » ، حديث خرافة يا امّ عمرو « 2 » ، [ ذكر سلطنت كيا بزرگ اميد ] چون « 3 » بزرگ اميد با رفقاى ديگر « 4 » بنشست « 5 » بيست سال « 6 » همان
--> ( 1 ) رجوع كنيد بابن خلّكان در ترجمهء حال صابى ( ابراهيم بن هلال ) كه اين عبارت را به عكس ترتيب اينجا نقل كرده است هكذا : اباطيل انمّقها و اكاذيب الفّقها ، - در اغلب نسخ اين جمله و مصراع بعد كمابيش محرّف و مغلوط است ، ( 2 ) مصراعى است از بيتى از عبد اللّه بن الزّبعرى شاعر مشهور معاصر حضرت رسول صلعم ، و صدره : حياة ثمّ موت ثمّ نشر ، ذكره الثّعالبى فى ثمار القلوب فى المضاف و المنسوب ( طبع مصر ، ص 102 ) ، و براى اصل « حديث خرافة » رجوع شود بجمع الأمثال ميدانى در باب حاء مهمله ، و بشرح مقامات حريرى از شريشى ج 1 ص 82 كه تفصيل بسيار ممتّعى در خصوص اصل اين مثل در آنجا مذكور است ، - بعد ازين جمله در م عنوان مستقلّى دارد از اينقرار : « ذكر حكمرانى بزرك اميد رودبارى ملحد و پسرش لعنهما اللّه » ، و در هيچ نسخهء ديگرى اين عنوان موجود نيست ، ( 3 ) كذا فى ز ح ل م ، در اغلب نسخ : و چون ، د « چون » را ندارد ، ( 4 ) كذا فى آ ح ( آ : با رفقا ديكر ، ح : با رفقايى ؟ ؟ ؟ ديكر ؟ ؟ ؟ ) ، ط : با رتعا دبكر ، س : بارمقا ؟ ؟ ؟ ديكر ؟ ؟ ؟ ، ك : بار مقادير ، ب : باز مقادير ، د : با فقهاى ديكر ؟ ؟ ؟ ، ز : بار ديكر در آن مقام ، ج ل : باز جاى او ، ى م : باز بر جاى او ، ( 5 ) كذا فى م ، ج ى ل : نشست ، باقى نسخ اين كلمه را ندارند ، ( 6 ) كذا فى د ز ط ، و كذا ايضا فى جامع التّواريخ a 89 ، ب : بيست سال ، ح : بيست سال ، آ : به نسبت سال ، س : به نسبت سال ، ك : به شست سال ، ج ى ل م اين دو كلمه را ندارند ، - كلمهء « بيست سال » با وجود اينكه با كمابيش اختلاف قرائت در اغلب نسخ قديمهء جهانگشا و همچنين در جامع التّواريخ موجود است معذلك بنحو قطع و يقين و بدون ادنى شبههء اين كلمه غلط فاحش و خطاى بيّن است زيراكه مدّت سلطنت بزرگ اميد باتّفاق مورّخين و از جمله خود مؤلّف چهارده سال و